
افغانستان و رسانه
-
ادمین هدی
-
24 مهر 1402
شروعی تلخ
پانزدهم آگوست سال ۲۰۲۱ میلادی نقطه عطفی در تاریخ افغانستان بود. سربازان امریکایی پس از بیست سال خاک این کشور را ترک کردند و طالبان در بهت جهانی به قدرت رسید. این آغاز تشویش برای فعالان رسانه بود. در دوره قبلی طالبان که کمتر از پنج سال به طول انجامید[۱] فعالیت رسانهها محدود شده بود و بسیاری به طور کامل تعطیل شده بودند. اما طالبان با شعار جدید آماده بود و اظهار میکرد که با دوره قبل متفاوت است. سخنگوی طالبان در اولین نشست مطبوعاتی خود دو روز پس از سقوط کابل گفت: “تعامل با رسانهها در چارچوب اصول و بر اساس اصول رسانهای خواهد بود. ما میخواهیم همه رسانههای خصوصی آزاد و مستقل باشند”. به نظر شما بعد از گذشت بیش از یک سال از تسلط طلبان وضعیت رسانه چگونه است؟ در این نوشتار به بررسی وضعیت رسانهها میپردازیم.
رسانه زیر تیغ طالبان
مرکز خبرنگاران افغانستان[۲] گزارشی درباره چگونگی وضعیت رسانهها در آخرین روز سال ۲۰۲۲ میلادی منتشر کرد. بر اساس این گزارش، در سال ۲۰۲۲ دستکم ۲۶۰ رویداد نقض آزادی رسانهها و خبرنگاران که شامل تهدید، بازداشت و برخورد خشونتآمیز میشود، ثبت شده است. اکثر این رویدادها از سوی ادارهها و یا افراد منسوب به طالبان بهویژه نیروهای امنیتی و استخباراتی این گروه صورتگرفته است.
همچنین به گفتۀ سازمان خبرنگاران بدون مرز[۳]، پیش از تسلط دوباره طالبان، ۵۵۰ مرکز مطبوعاتی در افغانستان فعال بود که بیش از ۲۰۰ مرکز آن بسته شده و مراکز فعال نیز با مشکلات شدید اقتصادی، سیاسی و اجتماعی مواجهاند.
زنان نامرئی میشوند
همانطور که انتظار میرفت با تسلط طالبان، محدودیت علیه زنان آغاز شد. از بستن درب دانشگاهها، مکتبها، آموزشگاهها و پارکها به روی زنان تا منع کار آنان در اکثریت نهادها. همچنین دستگیری و ارعاب خبرنگاران زن توسط مقامات دولتی شدت یافت و محدودیتهای عجیبی برای زنان فعال رسانه اعمال شد. زنان مجاز به انتخاب رشته روزنامهنگاری برای کنکور در دانشگاه نیستند. به عبارتی هیچ زن جدیدی آموزش رسمی در زمینه روزنامه نگاری را دریافت نخواهد کرد. روزنامهنگاران زن نمیتوانند از صحنه حوادث گزارش دهند و یا به نشستهای خبری و رویدادهای رسمی مسئولین بروند . طالبان همچنین از مصاحبه با خبرنگاران زن خودداری می کند. پخش صدای زنان در برخی ولایتها از جمله هلمند ممنوع شد. محدودیت علیه زنان در رسانهها با به کارگیری ماسک برای پوشاندن صورت بسیار واکنش برانگیز شد. طبق گزارش سازمان خبرنگاران بدون مرز از زمان به قدرت رسیدن طالبان از هر پنج زن، چهار نفر به دلیل اوضاع دشوار از کار رسانهای دست کشیدهاند. اما میزان دسترسی مردم به رسانهها چگونه است؟
افغانستان و مشکلات زیر ساختی
کشور افغانستان در زمینه برق به کشورهای همسایه از جمله ایران، ازبکستان و ترکمنستان وابسته است به طوریکه ۸۰ درصد برق این کشور وارداتی است و تنها ۲۰ درصد آن در داخل تامین میشود. وضعیت قطعی برق در هر ولایت متفاوت است. کابل بیشترین قطعی برق در کل کشور را دارد؛ اما دو ولایت هرات و مزاز شریف وضعیت مناسبتری دارند. به طور میانگین، برخی مناطق ۱۲ ساعت از شبانه روز با قطعی برق مواجه هستند. دومین مشکل زیرساختی در این کشور، هزینه بالای اینترنت است. هزینه اینترنت به نسبت جهانی ۱۰ تا ۳۰برابر گرانتر هستند. در این کشور سیمکارت دولتی سلام و سه سیمکارت خارجی ام تی ان، روشنک و اتصالات در دسترس هست. آنتن دهی ضعیف و هزینه اینترنت نسبت به درآمد بسیار بالاست به طوری که شاید بتوان به طور میانگین با درآمد یک هفته ۱۰ گیگ خریداری کرد. اینترنت خانگی نیز بسیار گران است و عموم مردم دسترسی ندارند.
افغانستان در هجوم شبکههای ماهوارهای
افغانستان در دورة اول طالبان حتی از داشتن تلویزیون محروم بود تاحدیکه اندیشمندانش آن را “کشور بدون تصویر“توصیف میکردند. بعد از فروپاشی طالبان، با هجوم شبکههای مختلف ماهوارهای از فرهنگهای مختلف و بخصوص غربی مواجه شد. در فاصله بیست سال جمهوریت بین تسلط دوباره طالبان، رسانه با مفهوم امروزین تلاش کرد در این کشور جولان دهد. حضور گسترده شبکههای ماهوارهای از نظر برخی از کارشناسان مثبت و از نگاه برخی دیگر منفی ارزیابی شده است. کارشناسان موافق معتقدند که ظهور رسانه در افغانستان باعث اتحاد و همدلی جامعه چندپاره افغانستان شد. کفایت الله حمیدی در مقاله خود این فرایند را انقلاب رسانهای افغانستان معرفی میکند. وی در مقاله خود بیان میکند که”متخصصان و کارشناسان مشهور، مانند گونتر پالاور[۴] نقش و قدرت رسانهها برای به چالشکشیدن تعصبات، کاهش تنشهای قومی و حمایت از تلاشها برای تأمین صلح را خیلی موثر و تعیینکننده میدانند. رسانهها نقش مهمی در توسعه هویت مشترک[۵] ایفا میکنند و فضای عمومی[۶] را برای تقویت و انسجام اجتماعی مورد استفاده قرار میدهند.از این رو از نظر حمیدی برایند تاثیرات حضور رسانههای مختلف و شبکهها خصوصی، مثبت و به نفع جامعه افغانستان است.
از سوی دیگر کارشناسان مخالف عقیده دارند که بروز ناگهانی رسانه در کشوری که تا دیروز تلویزیون در آن ممنوع بود باعث رویآوردن مردم خسته از جنگ به رسانه با هر سطح کیفیتی شد. زاهد مصطفی فضای افغانستان را در مواجهه با دادههای رسانهای در مقالة خود چنین توصیف میکند: آنچه پس از ۲۰۰۱ وارد افغانستان شد؛ حتی در کشورهایی که آن را وارد کردند؛ دستکم در یک قرن بهدستآمده بود. انسان افغانستانی خسته از دگماندیشی حکومت طالبانی، همراه با عقده سرکوبشده در این دوران از حکومت و جنگهای داخلی، یکشبه از صبحی سر درآورد که بیش از چهل کشور قدرتمند، متمدن و مدرن دنیا با بهروزترین دادههای علمی و فرهنگی – اجتماعی، وارد کابل شده بود. این یکشبه سردرآوردن از همه چیز، او را وسط دکمههایی قرارداد که ظرفیت انتخاب آن را نداشت. این بیظرفیتی در انتخاب را امروز میتوان در همه چیز افغانستان دید؛ از سیاست، اقتصاد، فرهنگ و تا نانی که در کافهها نوش جان میکنیم”.
آزادی بیان در افغانستان
خط قرمز رسانه در زمان جمهوریت و تا قبل از ظهور طالبان عدم توهین به عقاید اسلامی بود. آزادی بیان در رسانههای افغانستان به حدی بود که حامد کرزای رئیسجمهور وقت افغانستان در یکی از مصاحبهها به حالت استیصال از مردم خواهش میکند که کمتر به او ناسزا بگویند! [۷] اما بعد از روی کار آمدن مجدد طالبان این فضا تا حدی تغییر کرده است. پخش خبرهای منفی در مورد طالبان، نشر هر نوع موسیقی خلاف دستورات اسلامی، خبرهای بدون تحقیق و هر نوع برنامهای که باعث تحقیر اعضای گروه طالبان شود ممنوع است. رسانهها نیز تلاش میکنند در برنامههای خود موازین اسلام را رعایت کنند.
ذائقه مردم
همانطور که گفته شد؛ بعد از سقوط طالبان در سال ۲۰۰۱، رسانه به یکباره ظهور کرد و مردم خسته از جنگ و اسلام سیاسی به رسانه روی آوردند. سرمایهگذاری عظیمی در بخش رسانه از سوی کشورهای خارجی صورت گرفت و بهمرور ذائقه مردم تغییر کرد. افغانستان بیست سال در معرض تهاجم فرهنگی غرب بود و به گفته کارشناسان تا پیش از روی کار آمدن مجدد طالبان فضای رسانه، فضای ابتذال بود. در حال حاضر عمده برنامهها با محوریت سرگرمی است و دین جایگاهی ندارد. رسانههای دینمحور در افغانستان اندک هستند و استقبال چندانی ندارند. طلوع یکی از محبوبترین شبکههای تلویزیونی فارسیزبان است که از شهر کابل برنامههای خود را به طور ۲۴ ساعته پخش میکند. شیوه آزاد این تلویزیون در پخش موسیقی در اوایل موجب بروز مخالفتهایی در محافل مذهبی افغانستان گردید. پس از افتتاح فرستنده زمینی این تلویزیون در شهر هرات، جمعی از نمازگزاران در مسجد جامع هرات به گفته خودشان برای “غروب تلویزیون طلوع” دست به دعا برداشتند. بعد از ماجرای محکوم شدن برخی شبکههای خصوصی به پرداخت جریمه نقدی بهخاطر پخش برنامههای خلاف اصول اسلامی، بیشتر شبکهها از جمله طلوع اقدام به خودسانسوری برنامههای خود کردند؛ حتی طلوع گام را فراتر گذاشته و به سمت پخش برنامههای مذهبی پیش رفت تا از مخالفتها بکاهد. اتفاقاً این حرکت تأثیر گذاشت و نهتنها مخالفتها کم شد؛ بلکه جامعه افغانستان هم با شرایط جدید رسانهای کنار آمد. طلوع در حال حاضر دو کانال طلوع و طلوع نیوز دارد. با ورود طالبان از برنامهها و سریالها طلوع کاسته شد. به حدی که با یک اعلامیه اواخر سال ۱۴۰۰ خبر لغو موقت پخش سریالهای خود داد؛ با قطع موسیقی و سریال، این شبکه تلاش میکند موسیقی و سریالهای خود را از اپ متعلق به خود بنام اپ دریا پخش کند.
تمدن، نخستین تلویزیون دینی و ارزشی در افغانستان در سال ۱۳۸۵ هجری شمسی توسط آیتالله محمد آصف محسنی یکی از رهبران مذهبی اهلتشیع افغانستان تأسیس شد. برنامههای این شبکه از طریق ماهوارة yahsat در افغانستان و آسیای میانه پخش میشود و توسط فرستندههای زمینی در شهرهای مختلف افغانستان در دسترس است. منش اصلی شبکه تمدن، ایجاد اخوت اسلامی و وحدت ملی در افغانستان است. در این رسانه برنامههایی از هر دو مذهب جعفری و حنفی که بیشترین پیروان را در افغانستان دارند، به نمایش گذاشته میشود. این شبکه سیاست اعتدالی دارد و در بین مردم عام افغانستان طرفداران زیادی دارد. بر خلاف سایر شبکههای تلویزیونی خصوصی افغانستان این شبکه از پخش موسیقی پرهیز میکند. شبکه تلویزیون تمدن یکی از باثباتترین رسانههای افغانستان است که توانسته در ۱۷ سال فعالیت خویش تعریف واحد و قابلقبولی را از رسانه داری اسلامی در افغانستان ارائه نماید.
بااینوجود بررسیها نشان میدهد اکثر رسانهها در افغانستان با محوریت پخش سریال، فیلم، آهنگ و برنامههای تفریحی فعال هستند و زمان کوتاهی به نشر خبر، گزارش و تحلیل خبرها اختصاص میدهند. عبدالبصیر مصباح– استاد روزنامهنگاری دانشگاه بغلان معتقد است با توجه به ظرفیت رسانه و توانایی آن در کنترل جنبشها و رشد ملتها جای برنامههای آموزشی، تربیتی و منتقدانه در عرصههای اجتماعی، فرهنگی، ادبی و سیاسی؛ برای مخاطبان، با سلیقههای گوناگون خالی است.
جذب مخاطب، نیازمند کیفیت است و رسانههایی موفقتر عمل میکنند که خلاق باشند. اما در جامعه افغانستان این مسئله با چالش دیگری نیز مواجه است و به دلیل قومگرایی شدید از حساسیت بالایی برخوردار است. کشور افغانستان علیرغم اشتراکات تاریخی و فرهنگی بسیاری که با ایران دارد؛ اما از بسیاری جهات قابلمقایسه با ایران و هیچ یک از کشورهای منطقه و کشورهای اسلامی نیست این قومگرایی به حدی است که حتی یک قوم از برنامهها منتسب به قوم دیگر استفاده هم نمیکند. با توجه به این چالشها باید نظارهگر بود که آینده رسانه در افغانستان چگونه خواهد بود.
[۱] سالهای ۱۹۹۶-۲۰۰۱ میلادی
[۲] The Afghanistan Journalists Center(AFJC)
[۳] خبرنگاران بدون مرز به انگلیسی: Reporters Without Borders یک سازمان غیرانتفاعی بینالمللی با هدف دفاع از آزادی مطبوعات و حمایت از خبرنگاران و روزنامهنگاران است.
[۴] دانشمند سیاسی و مورخ ایتالیایی
[۵] Shared Identity
[۶] Public Sphere
[۷] بخشی از مصاحبه با آقای عطایی در آکادمی هدی
دیدگاه