فرقه کنجکاوی‌برانگیز ابوبکر البغدادی: در تقاطع دین، سیاست، استراتژی‌ها و فناوری‌های ارتباطی

مقدمه

ظهور رژیم های فاشیستی و توتالیتر در قرن بیستم موجب جلب توجه عموم مردم و محققین در توسعه فرقه های شخصیتی توسط رهبرهای اقتدارگرا شد. بخش عمده ای از تحقیقات، به بررسی چهره های مدرن مانند بنیتو موسولینی در ایتالیا (گونگل، ۲۰۱۵)، هیتلر در آلمان (لاک، ۱۹۷۴)، جوزف استالین در اتحاد جماهیر شوروی (تاکر، ۱۹۷۹؛ پالتیل، ۱۹۸۳؛ لو و سوبولوا، ۲۰۱۴)، مائو تسه دونگ در چین (لیز، ۲۰۰۷؛ لو و سوبولوا، ۲۰۱۴)، صدام حسین در عراق (عبدی، ۲۰۰۸) و ولادیمیر پوتین در روسیه (کاسیدی و جانسون، ۲۰۱۰) پرداخته اند.

تعریف واحدی از مفهوم فرقه شخصی گرا وجود ندارد. با این حال، می‌توان به مفروضات مشترک در ادبیات مرتبط مانند ارتقای تصویر ایده آلی از یک رهبر (لو و سوبولوا، ۲۰۱۴، ص. ۱) و تبدیل شخصیت رهبر به “سرچشمه اقتدار برای کل یک نظام سیاسی” اشاره کرد ( پالتیل، ۱۹۸۳، ص. ۵۰). رهبرانی که به دنبال ایجاد فرقه های شخصیتی هستند ادعای استثنایی بودن می‌کنند- اگر نگوییم ویژگی های فرا انسانی- از نیرویی بی نظیر گرفته تا خردی بی پایان و خودشان را مامور انجام رسالتی ویژه در تاریخ ملت هایشان یا برای همه دنیا می‌بینند که فقط آنها می‌توانند انجام دهند (عبدی، ۲۰۰۸؛ لیز، ۲۰۰۷؛ لو و سوبولوا، ۲۰۱۴؛ پالتیل، ۱۹۸۳). ایجاد یک فرقه شخصی گرا مستلزم حضور و حمایت همه جانبه فیزیکی و مجازی رهبر از طریق حضور در رسانه های جمعی می‌باشد. حضور مجازی رهبر نیازمند استفاده مداوم فناوری و استراتژی های ارتباط جمعی برای انتشار سخنان، صدا ها، تصاویر، یا هرگونه نماد هنری از رهبر در سراسر قلمرو حکمرانی او می‌باشد (کاسیدی و جانسون، ۲۰۱۰؛ گوندل، ۲۰۱۵؛ لیز ۲۰۰۷؛ لو و سوبولوا، ۲۰۱۴).

این مقاله، شخصیت ابوبکر البغدادی، رهبر پیشین سازمان دولت اسلامی را مطالعه می‌کند، که به عنوان داعش نیز شناخته می‌شود. البغدادی که با نام اصلی ابراهیم عواد البدری متولد شد و تحصیلات او در زمینه علوم دینی بود، طولانی‌ترین دوره رهبری این سازمان را بر عهده داشت (از سال ۲۰۱۰ تا ۲۰۱۹) و موفق ترین رهبر یک گروه جهادی (مک کانتس، ۲۰۱۵)بود. این گروه جادی تحت رهبری او “خلافتی” تاسیس کرد، که به عنوان نظام سیاسی آرمانی در اسلام سنی معرفی شد و از سال ۲۰۱۴ تا ۲۰۱۹ منطقه‌ای به وسعت بریتانیا را در عراق و سوریه تحت کنترل داشت. دولت شبه‌تمامیت‌خواه او کنترل شدیدی بر جمعیت آن منطقه داشتند و به ارتکاب نسل‌کشی علیه گروه‌های غیرمسلمان مانند ایزدیسین در عراق متهم شده است (فیلیپک، ۲۰۲۰؛ گرگس، ۲۰۱۷؛ محمدو، ۲۰۱۸).  سرانجام پس از پنج سال جستجوی گسترده، رهبر سازمان دولت اسلامی در اکتبر ۲۰۱۹ در یکی از حملات نیروهای آمریکایی به مخفی گاهش در استان ادلب در شمال غرب سوریه کشته شد (سلدین، ۲۰۲۰).

درحالیکه پژوهش های پیشین نگاهی به جنبه های فرقه گرایانه ی سازمان دولت اسلامی داشته اند (گاب، ۲۰۱۶؛ بارون و مایا، ۲۰۱۷) یا به بررسی شخصیت رهبران فرقه ها و  سازمان های مدرن می‌پرداختند (عبدی، ۲۰۱۸؛ کسیدی و جانسون، ۲۰۱۰؛ گوندل، ۲۰۱۵؛ لیز ، ۲۰۰۷؛ لو و سوبولوا، ۲۰۱۴؛ لاک، ۱۹۷۴؛ پالتیل، ۱۹۸۳؛ تاکر، ۱۹۷۹)، پژوهش حاضر با بررسی ویژگی فرقه ای متفاوت داعش- به عنوان سازمان شبه دولتی بین المللی نوپا به رهبری فردی شورشی ( فیلیپک، ۲۰۲۰؛ محمدو، ۲۰۱۸)- و نمونه ای منحصربه فرد از پرورش فرقه شخصی گرا در بستر سیاست مدرن است. با اتخاذ رویکردی میان رشته ای برای درک فرقه شخصی گرا البغدادی، چارچوب نظری و تحلیلی چندلایه ای ایجاد می‌کنم که برمبنای پژوهش های علوم سیاسی و جامعه شناسی در زمینه فرقه شخصی گرا، جذبه و سرمایه نمادین، دانش مطالعات اسلامی، فلسفی و ادبی درباره مفهوم راز و فن بیان در زمینه قدرت و کیفیت صدا/ آوا به عنوان یک رسانه استوار است.

این مقاله به دنبال جواب این سوال است که چگونه برخلاف تمایل کلی او به اجتناب از رسانه ها و حضور فیزیکی، می‌توان به فرقه شخصی گرا البغدادی پی‌برد. من استدلال می‌کنم که البغدادی به دنبال پرورش یک فرقه شخصی گرا ضد سلطه و ضد هنجار و غیر متعارفی بود. او این هدف را از طریق ایجاد همزمان هاله هایی از قداست و رازآلودگی درباره ی شخصیت خود به سرانجام رسانید و از طریق بیان های گفتمانی و اجرایی که ماهرانه مذهب را  با سیاست ادغام کرد تا به طور ظاهری اعتبار کاریزماتیک جزئی اش را بنا کند. اما تمایز اصلی پرورش فرقه شخصی گرا البغدادی در مهار مبتکرانه فناوری ها و استراتژی های ارتباطات جمعی مدرن جهت جلب توجه به رهبر داعش قرار دارد. این هدف عمدتا از طریق استراتژی انتقال البغدادی برای کمتر دیده شدن او طراحی شده بود که پیام ها و حضورهای رسانه ای او را به حداقل می‌رسانید و از صدا/ آوا به عنوان مهمترین رسانه جمعی بهره می‌برد تا به پیروانش در سراسر جهان برسد. حضور نادر در رسانه ها، به خصوص بعد از غیبت طولانی مدت او با پوشش رسانه ای گسترده همراه شد، تصویری رازآلود از البغدادی ایجاد کرد و جذابیت ویژه ای را پیرامون شخصیت او و اشتیاق و  علاقه نسبت به سرنوشتش ایجاد کرد.

روش پژوهش و داده ها

من یک تحلیل متنی کیفی گسترده انجام می‌دهم که جنبه های نشانه شناختی، اجرایی و نهایتا جنبه های گفتمانی در ساخت و انتقال فرقه شخصی گرا البغدادی را پوشش می‌دهد. بنابراین، رویکرد من در این مطالعه بررسی شکل های متفاوتی ازمحصولات رسانه ای داعش و همچنین شیوه های رهبری متنوعی از البغدادی است – از اتخاذ عناوین و نمایش تقوا گرفته تا شیوه ارتباطی مورد ترجیح او و امتناع کلی او از حضور در رسانه ها – که به عنوان متونی معنادار به آنها نگاه می‌کنم (هال، ۱۹۷۳؛ مک کی، ۲۰۰۳). بر این اساس، من به تاسیس فرقه ای شخصیتی مانند مجموعه ای از کنش های زمینه ای مانند متونی که پژوهشگرها باید آنها را تفسیر کنند یعنی”واحدهای معنایی” که به طور استراتژیکی توسط ایدئولوژی ها و تصمیمات سیاسی رهبرشان تولید می‌شوند و سازمان می‌یابند روی می‌آورم(اولت و گری، ۲۰۱۷، ص. ۱۹۶). درحالیکه یک متن از یک طرف به تولید و از طرفی دیگر به دریافت محدود می‌شود، تمرکز اصلی من بر جنبه تولید/ رمزگذاری است، یعنی معانی غالب در سطح سازمانی- فارغ از صحت یا اعتبار آنها- که البغدادی و گروهش قصد انتقال آنها را به مخاطبینشان داشتند (هال، ۱۹۷۳).
داعش به دلیل ماشین ارتباطات چند رسانه ای پربار خود مورد توجه قرار گرفته است. باوجود انتخاب نمونه اطلاعات قابل ملاحظه ای از منابع دست اول داعش به زبان عربی و انگلیسی، تنها دو ویدیو از حضور البغدادی را در این مطالعه بررسی کرده ام. ویدیوی اول در جولای ۲۰۱۴ در طول تنها حضور عمومی اش در مسجد نمادین نوری در شهر موصل عراق گرفته شده است که در پی آن، خلافت داعش اعلام شد و دومین ویدیو در آوریل ۲۰۱۹ بعد از شکست خلافت منطقه ای این گروه ضبط شد. من همچنین همه ۱۱ ویدیو البغدادی که درسال‌های ۲۰۱۰ تا ۲۰۱۹ در وبسایت Jihadology منتشرشده و هم اکنون دردسترس اند را دقیق بررسی کردم، دوره‌ای که او داعش و دو فرقه پیشین خود را رهبری کرده است (جرجس، ۲۰۱۷؛ محمدو، ۲۰۱۸). به طور کلی، البغدادی پیام های خود را به عنوان مداخلات استراتژیک در لحظات حساس مسیر داعش منتشر می‌کرد، مانند لحظات تاسیس خلافت و در زمان شایعات مربوط به مرگ او. علاوه براین، من ارجاعات متنی و تصویری مربوط به رهبر داعش در همه ۱۵ شماره مجله تبلیغاتی اصلی این گروه به زبان انگلیسی که “دابق” نام داشت (منتشر شده بین سال های ۲۰۱۴ تا ۲۰۱۶) و همه ۱۳ شماره مجله انگلیسی زبان “رومیه” داعش که جایگزین دابق شد (منتشر شده در سال های ۲۰۱۶ و ۲۰۱۷) را بررسی کردم. من همچنین درباره عکس هایی که البغدادی در ۱۸۱ شماره از مجلات النبأ که به زبان عربی منتشر کرده بود و به صورت محلی و دیجیتالی توسط داعش توزیع می‌شد، بررسی کردم. از اولین شماره مجله ی دردسترس در وبسایت Jihadology تا شماره ای که پس از انتشار دومین و آخرین ویدیوی البغدادی منتشر شد، انجام گرفت. به طور کلی تنها پنج تصویر از البغدادی در سه انتشاراتی داعشی منتشر شد که در این تحقیق مورد بررسی قرار گرفت (دابق، شماره های ۲ و ۵؛ رومیه، شماره ۱۳؛ و النبأ، شماره های ۱۱ و ۱۸۰). علاوه بر این به قسمتی از پوشش های رسانه ای منطقه ای خاورمیانه و جهان که البغدادی در بخش رازآلودی از رهبری داعش آن را مطرح کرده بود، تکیه کردم تا نشان دهم خارج از دایره حامیان ،این گروه چگونه درک می‌شد.

 

نتیجه گیری

این مقاله به بررسی فرقه شخصی گرا ابوبکر البغدادی، رهبر کشته شده ی سازمان دولت اسلامی داعش می‌پردازد. با استدلال من البغدادی به دنبال ساختن فرقه ای ضد هنجار بود، که این هدف توسط امری رازآلود و دارای تقدس در پیرامون شخصیت او شکل می‌گرفت. این امر دارای تقدس شامل ارائه ی کاریزمای مقدس شده برای پیروانش که او را رهبر استثنایی داعش تصویر می‌کردند، به شمار می‌رفت. به همین دلیل دستگاه تبلیغاتی داعش، البغدادی را به عنوان مجری حاکمیت الهی روی زمین به عنوان نسلی از پیامبر (ص) و احیاگر نهاد دیرینه خلافت و رهبری در سنت مورد احترام خلفای راشدین قرار می‌داد.

هاله ی رمزآلود البغدادی از رویکرد نامتعارف او جهت برقراری ارتباط با حامیان و مخاطبین گسترده اش، به عنوان موضوعی مورد توجه نشأت می‌گرفت. رهبر داعش در رسانه ها حضور تصویری یا عمومی نادری داشت و اغلب برای برقراری ارتباط با پیروانش به صوت اکتفا می‌کرد. اما امتناع کلی البغدادی در استفاده از فناوری های رسانه ای با پوشش مستمر رسانه های جهانی و منطقه ای از فعالیت های گروهی او و همچنین ستایش های دائمی که از او توسط حامیانش در رسانه های اجتماعی می‌شد، جبران شده بود (برگر و مورگان، ۲۰۱۵). این دوگانگی، یعنی ارتباط مستقیم محدود البغدادی از یک سو و توجه گسترده‌ی رسانه‌ای به او از سوی دیگر، به رمزآلود شدن نگاه های جهانی و همچنین پیروانش کمک کرد. بخشی از این رمز و راز مربوط به طراحی های داعش و برخی از آنها مربوط به نتایج منطق و پوشش رسانه ای جدید می‌شد که توسط داعش به طور کاربردی جهت تقویت کاریزمای البغدادی به کار گرفته شد و به پرورش فرقه او کمک کرد. ساخت فرقه البغدادی نشان دهنده ی یک تمرین سیاسی چندوجهی بود که با به کارگیری الهیات دینی، نمادها و تاریخ و همچنین استفاده ی پیچیده از فناوری های ارتباط جمعی مدرن و شیوه های ارتباط کلامی و غیرکلامی استوار بود. درحالیکه تلاش های البغدادی برای ایجاد هاله ای از قداست شبیه به رهبران سیاسی- مذهبی گذشته و مدرن بود، مخصوصا در بستر اسلامی آن (لینکلن، ۲۰۰۳)، روش رمزآلود او و  توسعه‌ی آن در زمینه‌ی تکنیک‌های مدرن شکل‌دهی به فرقه شخصی گرا برجسته بود. این بخش از مقاله به استراتژی های ارتباطی البغدادی می‌پردازد که براساس کاهش حضور عمومی و استفاده استراتژیک از این کاهش، سعی کرده حس فراگیری ایجاد کند. این امر با آگاهی از ماهیت رسانه‌ای زندگی مدرن، پتانسیل رسانه‌های اجتماعی و منطق پوشش اخبار منفی و جنجالی در رسانه‌های تجاری حاصل شد. گروه داعش از این کاهش حضور به‌عنوان یک استراتژی ارتباطی بهره برد و توانست علاقه و تمایل برای کسب اخبار و اطلاعات در مورد رهبر خود را نه تنها در میان پیروان و حامیانش، بلکه در سطح عمومی جهانی ایجاد کند. هیچ فرقه شخصی گرا بدون پاسخ و پذیرش پیروان نسبت به ویژگی‌های کاریزماتیک رهبر شکل نمی‌گیرد. اگرچه ارزیابی میزان محبوبیت شخصی البغدادی دشوار است، اما انتشار پی در پی سخنرانی‌ها، تصاویر و عناوین احترام‌آمیز از او در رسانه‌های اجتماعی نشانه‌ای از درجه محبوبیت او در میان اعضا و هواداران داعش به شمار می‌رود. علاوه بر این، طبق گزارش سازمان ملل، جذب بیش از ۴۰,۰۰۰ نیروی خارجی از بیش از ۱۰۰ کشور به داعش، و نتایج نظرسنجی مرکز پژوهشی Pew  که نشان‌دهنده حمایت غیرقابل‌چشم‌پوشی از داعش در برخی کشورهای مسلمان بود، حاکی از تأثیرگذاری نسبی تبلیغات این گروه در ساختن تصویری مطلوب از خود و رهبرش در میان بخش‌هایی از جوامع مسلمان بوده است.

 

محمد ع. صالح
پژوهشگر مستقل، دکتری مدرسه ارتباطات آننبِرگ، دانشگاه پنسیلوانیا، دیتون، ایالات متحده

دیدگاه

مطالب مرتبط